ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

برای تمشک مامان

1392/1/18 12:24
382 بازدید
اشتراک گذاری

تاج سرم سلام؛

خوبی عشقم؟راحتی؟؟؟

بلاخره میای بیرون،بعد منم و تو!

همچین از اون لپات بووووس بگیرم و فشارت بدم که جیییغت دراد!!

بله

تمشک مامان دوروزه لگدات محکمتره شده،هزااااار ماشالله

باباهی که خیلی برات اسفند دود میکنه و برات صدقه میده.

من همش احساس میکنم که داری با پاهای نازت لگد میزنی،

حتی تو ذهنم پاهای اوچولوتو تجسم کردم.

ناز پسرم،تاج سرم،گل پسرم دیروز مجلس 10 نی نیه عروس عموی بابا بود

بهار کوچولو

برای مهمونی با بابایی دنبال لباس بودیم که هرچی تنم میکردم خودم خندم میگرفت،

شمکم میزد بیرون!!

باباهی که خیلی کیف میرد،میگفت یه لباس بگیر که شمکت معلوم بشه،

.

.

.

اونجا هم همه از شما میپرسیدن و میگفتن نی نیت چطوره

راستی دختر خاله بابا نمدونست که من حامله ام!!!!!!!!!!!!

منکه احساس کردم که خودشو زده به اون رااه

آخه ینی  اینقد شکمم کوچیکه که معلوم نیس؟؟!

میگفت خیلی شکم آوردی، وبلافاصله گفت چقد بی خیالی،چرا بچه نمیاری!

ولی تا همسایه های زن عموی بابا فهمیده بودن که من حامله ام،

نمیدونم!!!

پسر ماهم،این وسایلیه که برات از مشهد خریدم:

ببین چگده ماهه

من که عاشق این جغجغه مچی ها هستم،اللبته با عیدیه پدرجون براات این سه تیکه رو خریدم،

بابایی هم برات این پاپوشهای نازو و جورابو گرفت.

 

دسـت بابایی هم درد نکنه.

انشالله بیای و همه چی برات بگیریم.

پسرم دیروز برات یه قصه خوندم و صدامو ضبط کردم،

موقع خوندن قصه شما خعلی تکون میخوردی ،

قصه داستان یه نی نی گولویی بود.

 از زمانی که تو دل مامانیش بوده تا زمانی که بدنیا میاد و بزرگ میشه.

اسم نی نی نازنازی امیررضا بود،

بله داستان خودتو برات گفتم،

امیررضای باادب و باهوش

صدامم ضبط کردم تا هرروز برات بذارم و گوش کنی

چون احساس کردم خیلی دوس داری،

آخه خیلی تکون میخوردی!

جالب بود که فقط با صدای من تکون میخوردی،

وقتی بابایی چرف میزد آروم بودی،

ولی تا من میگفتم امیر رضا یه تکونای محکمی میخوردی که نگو و نپرس!!!!!

عشقم ساعت 2باید باهم بریم دانشگاه

فدات بشم.

بوس بوس بوس بوس

بوس بوس بوس

بوس بوس

بوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

مامان ملیکا کوچولو
18 فروردین 92 12:43
مبارکش باشه جیگر خاله.الهی به سلامت فارغ شی و زیز سایه حق ،تا ابد از وجودهم لذت ببرید.
بهاره جون
18 فروردین 92 14:52
ااااااااااااااای جووووووووووووووونم منم نی نی میخااااااااااااااااام که محکــــم بوسش کنمو فشارش بدممممممممممممم چه وسایل خوشملی مبارکت باشه عــــــــــــآغــــــــــآ کووووووووشوووولوه
معصومه
18 فروردین 92 19:10
وایی چه چیای خوشگلی خریدی برا نی نی گولوت..مبارکش باشه... دانشگاهم بهتون خوش بگذره..
rasta
18 فروردین 92 19:55
سلام عزیزم، چقدر گشنگ نوشتی.....وای من دلم تکونای نینی رو میخاد تو از هفته ی چندم حس کردی تکوناشو؟ من هنوز هیچی هس نمیکنم ...،،، راستی چگده خوشگل و خوشمزه بودن وسایل نینی .... مخصوصا اون جغجغه ها کادوی بابا هم قشنگ بود، دست آقایی پدر درد نکنه... حسابی از پسرمون مراقبت کن ، خوب چاق و چله بشه که زودتر بیاد مامانی! راستی تو ویار نداری؟
بهاره مامان امیرمحمد
19 فروردین 92 12:36
سلام مامان عاطفه جونم - سال نو مبارک - امیدوارم سالی با موفقیت ، سلامتی و خوشبختی را داشته باشید - امیررضای قشنگم چطوره ؟ در حال توپ بازی در شکم مامانشه ؟ حسابی شیطون شده نه ؟ فداش بشم - خودتون چطورید؟ همه چی بر وفق مراد هست ؟ الحمدا.. - داریم لحظه شماری می کنیم تا 3 ماه دیگه که عکس این فرشته کوچولو را زودتر ببینیم خیلی دوستتون دارم و بوس از طرف من و امیرمحمد بو3333333333333333333333333333
بهاره جون
19 فروردین 92 20:43
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ جوووووووووووون پس نینی باید تپل مپل باشه که بوسش بچســـــــــبه نـــــــــیــــنــــــــی جووووووووووووووووون زووووووووووووودی به دنیاااااااااااااا بیاااااااااااااااااا
bahar
24 فروردین 92 22:03
سلااااااااااااااام عزیز دلم ممنون شما خوبین؟ نی نی جوووووووون شطوره؟
مامان الینا
31 فروردین 92 10:55
سلام عزیزم .خیلی خوشحال شدم اومدی پیشم دوست خوبم .با افتخار لینکت میکنم
مامان الینا
1 اردیبهشت 92 11:56
عزیزم گفتنش برام سخته اما اگه اذیت نمیشی برو وبلاگ الینا www.elinajoon.niniweblog.com